اشکال: حاج فردوسی نه تنها «اجازهی اجتهاد» ندارد، بلکه «اجازهی روایت» هم ندارد. /
طرح اشکال: از دیرباز، کسانی که میخواستند روایات اهل بیت (علیهمالسلام) را نشر دهند، از استادی که متخصص علوم حدیث بود، اجازهی نقل روایت میگرفتند و سپس به سراغ نشر روایات میرفتند. ولی حاج فردوسی، چنین اجازهنامهای ندارد. پس او حق ندارد از روایات، استفاده کند و آن را نشر دهد.
جواب: در اصطلاح علم حدیث، «اجازه» یکی از راههای دریافت حدیث بوده است. از قدیم الایام در بین حدیثشناسان سدههای نخست هجری، یکی از برترین روشهای نقل حدیث، «اجازه در روایت» بوده است؛ بدین ترتیب که استاد محدّث (حدیثشناس) به برخی از شاگردان خود که دارای شایستگیهایی مانند «امانت در نقل» و «قدرت فهم احادیث» بودند، اجازه میداده که «کتاب خاصی» یا «روایات راوی مشخصی» یا «تمام کتابها و راویانی که خود استاد از آنان، نقل روایت کرده است» را به طریق استاد، از آنان نقل کنند. مثلاً «شیخ مفید»، اجازهی نقل روایت از کتاب «کافی» را از استادش «ابن قولویه» و او از «مرحوم کلینی» که مؤلف این کتاب میباشد، دریافت کرده است. (۱)
مرحوم کلینی نیز اجازهی نقل روایت از محدّثان بزرگ قبل از خود داشته است و این سلسله ادامه پیدا میکند تا به راویان و اصحاب بیواسطهی ائمهی اطهار (علیهمالسلام) میرسد. از طرف دیگر، «شیخ مفید» این اجازه را به «شیخ طوسی» داده است و ایشان نیز در دو کتاب «تهذیب الاحکام» و «استبصار» خود، از این طریق، بسیار نقل روایت کرده است.
«اجازهی روایت» یکی از روشهای بسیار مؤثر در مقابله با جعل، وضع و تحریف احادیث بود؛ زیرا شاگرد، حق نداشت هر روایتی که میشنید یا در کتابی میدید را نقل کند، بلکه فقط اجازهی نقل روایاتی را داشت که ابتدا استاد و شیخ اجازه، آنها را دیده و با معیارهای صحت حدیث سنجیده باشد، و در صورت صحت و تأیید آن توسط استاد بود که چنین حدیثی به نسل بعدی انتقال پیدا میکرد. این چنین بود که مقدار بسیار زیادی از احادیث جعلی یا تحریفات عمدی و غیر عمدی از بین احادیث پاک شد. اجازات روایی زیادی را میتوان در کتابهای علمای پیشین دید.
البته امروزه با تدوین، نشر و انتشار گستردهی کتابهای مرجع حدیثی همانند کتب اربعهی حدیثی (کافی، من لایحضره الفقیه، تهذیب و استبصار) و اطمینان از عدم جعل و تحریف در آن، اجازهی نقل روایت، جنبه تشریفاتی پیدا کرده است.
به عبارت سادهتر، صدها سال است که اجازهی روایت منسوخ شده است. در گذشته، اجازهی روایت، فقط از استاد به شاگرد بود ولی در اجازههای روایت این زمان، هر طلبهای میتواند به یکی از مراجع تقلید یا استادان فقه و حدیث، مراجعه نموده و تقاضای اجازهی روایت کند. آنان نیز اجازههایی از قبل آماده شده دارند که فقط جای اسم آن خالی است. هر کس که مراجعه میکند، فقط جای نامش را پر میکنند و به او میدهند، نه امتحانی در کار است و نه ارزشیابی برای فهم درست روایات! پس کسانی که در این زمان، اجازهی روایت دارند، بیشتر جویای تشریفات بوده و به دنبال نوعی مدرک برای اثبات برتری علمی خود در نزد ناآگاهان از حقیقت «اجازهی روایت» هستند!
از آنجا که یکی از پیامهای برنامهی تربیتی برای مشتاقان کمال و سعادت، رها شدن از مدرکهای بیادراک است، شایسته نیست برای خود، شخصیتی علمی با مدارکی تشریفاتی و بیمحتوا بسازیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. شیخ طوسی در طریق خود به کتاب کافی مینویسد: «آنچه در این کتاب از محمد بن یعقوب کلینی نقل کردهام از طریق استادم شیخ مفید و او از جعفر بن محمد ابن قولویه و او از کلینی نقل کرده است». (تهذیب الأحکام، المشیخه، شیخ طوسی، صفحهی ۵)
برچسب:
نویسنده: کاوه فرهادی